2777
2789
عنوان

خواستگار سنتی

165 بازدید | 5 پست

ی نفر دیروز ازم خواستگاری کرد شرایطی ک گفت خوب بود 

خودش منو دیده و شمارمو گیر آورده 

دیروز با هم پیامی و تلفنی حرف زدیم آخرش گفت ک فردا باز خودم یا مادرم مزاحم میشیم 

امروز ک زنگ نزد 

وضع مالیشون از ما بالاتره و من دیروز بهش گفتم وضع مالیمون زیاد اوکی نیس میگم شاید از این موضوع دلزده شع و پشیمون شده🥴ی حرف دیگه ام ک بهش زدم این بود ک خواستگار دیگه ای داشتم(شاید فک کنه حالت بازار گرمی کردم) ینی ب خاطر اینا منصرف شده ک زنگ نزده؟

(من فک کردم براش سوءتفاهم شده و فک کرده ما پولداریم خواستم از همون اول بدونه و اینجوری نشه ک بعدا بیان خونمون و سر این موضوع منصرف شن)

:)

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خب حالا اینشو ول کن 

ن واقعا ناراحتم از طرز فکرشون 

خوب شاید آدم خوبی بود چرا راه نمیدن خونه 

خداوکیلی خیلی بده ......

پدر یادم نمیره مهربونیت  ❤ پدر یادم‌ نمیره هم‌زبونیت❤ 

کار خوبی کردی 

حقایق همون اول باید گفته بشه تا آدم بتونه به راحتی سبک سنگین کنه و تصمیم بگیره 

فکر کن بیان خونه و بعد بخاطر تفاوت اقتصادی بگن نه ، اینطوری سخت تر میشه کنار اومد و بیشتر ذهن آدم درگیرش میشه

خانواده منم همون پشت تلفن اگه یکی از شرایط اولیه اوکی نبود اصلا راه نمیدادن خونه  

شاید هم نظر نباشیم ، ولی هم وطنیم، هم جنسیم، و شاید همدرد پس همدیگر رو با احترام بدرقه کنیم.                                         
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792