دوستان من ۱۴ سالگی به اجبار خانوادم ازدواج کردم ۱۶ جدا شدم تو روستام جدا که شدم بعد ۹ ماه اینا تقریبا وارد رابطه با آقایی شدم که مجرد بود تا حالا ازدواج نکرده بود الان ۳ ساله باهاشم هیچوقت حرف از آینده نزده هیچوقت حتی گاهی وقتا میگه تو شوهر بگیری از این جور حرفا مثلا امروز گفت بیچاره زن من هیچوقت نمیتونه منو بپیچونه بعد خیلی رفتارش خوبه باهم اما از آینده حرفی نزده من عاشقشم خیلی دوسش دارم چجوری میتونم ببینم کسی دیگه کنار اونه ۳۳ سالشه البته اینم بگم ...
توروخدا بگین چیکار کنم من نمیتونم بدون اون ....
الان سال دومه پشت کنکور انقدر به این فکر میکنم ازهمه چی افتادم درسمم درست حسابی نخوندم ۱۵ روز دیگه کنکور همش میگم بشینم یک سال دیگه بخونم ولی خب زشته میشه سال سومم
تورخدا بگین به این چی بگم چیکار کنم چجوری بتونم تصور کنم کسی دیگه زنشه