2777
2789
عنوان

صادقانه بگین

205 بازدید | 18 پست

ی خانمی از نظر چهره حجاب اخلاق و شغل موقعیت خوبی داشته باشه ولی خانواده بد و مداخله گر داشته(مادرش و خواهراش ولی پدرش خ خوب بوده اونو سکته دادن )

زندگیشو بهم زدن دوبار 

یمدته ک با خانوادش کات کامل کرده و مستقله با کسی از جنس مخالف هم ارتباط دوستی و ....نداشته و نداره(بجز همون ازدواجش)

۱_بنظرتون میتونه با مرد مناسبی ازدواج خوبی داشته باشه؟

۲_ درباره خانوادش حقیقت بگه تحقیر میشه اگ نگه چی؟چجوری بدون کوچک و خوار شدن ازش درباره خانوادش پرسیدن چی بگه؟ 

۳_ اگ پسرتون یا برادرتون عاشق همچی خانومی بشه قبولش میکنین ؟

 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اره.... میتونه موفق باشه توی ازدواجش

خب وقتی طرف مقابل میگ شماره مامانتو بده چی بگه؟چجوری ک هم عزت نفس خودش حفظ بشه هم پای خانوادش دوباره نیاد وسط زندگیش؟

چون مادره با ی تلفن از شهر خودشون ب شهری ک دخترش ازدواج کرده بود دخالت میکرد دامادشو ب جون دخترش انداخت 

میشه ی راه منطقی پیشنهاد بدین؟

 
اگر بتونه شرایطی رو که داشته خیلی خوب باحرف بدون خود تحقیری برا طرفش بگه خوب میشه

حرف ی عمر زندگیه بلاخره ی زمانهایی بینشون شکرآب بشه شوهره بزنه تو سرش چی؟

 
خب وقتی طرف مقابل میگ شماره مامانتو بده چی بگه؟چجوری ک هم عزت نفس خودش حفظ بشه هم پای خانوادش دوباره ...

بایدتواین مورد... یکم باخانواده پسر اشنا بشین... وبتونین موضوع روبگین....یکم سخته ولی سدنیه

حرف ی عمر زندگیه بلاخره ی زمانهایی بینشون شکرآب بشه شوهره بزنه تو سرش چی؟

خوب برا همینه که میگم یه وقت با خود تحقیری باهاش نحرفی،حرفاتو اول با خودت امتحان کن جمله بندی کن بعد بهش بگو ،دیدم که میگم،حالا همیشه یه حرفی هست که شوهر بخواد تو دعوا بکوبه تو سر آدم ،

گنجشک های درنده
خوب برا همینه که میگم یه وقت با خود تحقیری باهاش نحرفی،حرفاتو اول با خودت امتحان کن جمله بندی کن بعد ...

مشاور رفتم گفته اگ‌مورد خوبی اومد بیارش اینجا 

اخه من ن پدر دارم ب لطف مامانم خانواده هم نمونده برام

 رابطه برادرام خراب کرده با بدگویی 

داییهامم با مامانم قهرن 

ترسم اینک وقتی حقیقت رو بگم طرف نقش بازی کنه ک اوکی هست باهام و مشکلی نداره ولی در حقیقت تازه خوشحالم بشه از بی پناهی من و بخاد اذیتم کنه 

از ترسم ی خواستگار کارمند داشتم رد کردم اونم مطلقه بود بدون بچه 

ولی ترسیدم ازش


 
مشاور رفتم گفته اگ‌مورد خوبی اومد بیارش اینجا  اخه من ن پدر دارم ب لطف مامانم خانواده هم نموند ...

دیگه آدم از این فکرا همیشه با خودش داره شما که ذات یه آدمو از کجا میخوای بدونی یا آینده رو ،با عقلت برو جلو بقیشم بسپار به خدا

گنجشک های درنده
مشاور رفتم گفته اگ‌مورد خوبی اومد بیارش اینجا  اخه من ن پدر دارم ب لطف مامانم خانواده هم نموند ...

شمابایدصادقانه بگین رابطه بامادرتون همه مردهاهم توسرنمیزنن تحقیرنمیکنن انسانم پیدامیشه 

خب وقتی طرف مقابل میگ شماره مامانتو بده چی بگه؟چجوری ک هم عزت نفس خودش حفظ بشه هم پای خانوادش دوباره ...

راه منطقی رو باید از یک مشاور کار بلد بخواین اگه این خانم ازدواج داشتن قبلا که الان اصلا نیازی به حضور خانواده نیست خیلی سربسته میتونن به خواستگارشون بگن که ترجیح میدن به دلیل دلسوزی بیش از اندازه خانواده که حالت دخالت پیدا می کرده باهاشون در ارتباط نباشن

شماره داداشای ناتنی تو بده. بگو با مادرم اختلاف سلیقه دارم . نگو دعوا دارم و دخالت میکنه.  راس ...

ن الان وسط امتحاناتمه ی دادگاه سختم با شوهرم داشتم باید شاهد واس کتک کاریش میبردم وسط خیابون منو زده دوماه قبل یدونه داشتم شاهد دومی امروزفردا میکرد اخر نیومد کار خدا روزآخر مهلتم بود ی شاهد قبول کرد اومد دیگ اومدن شهادت دادن و فعلا پرونده رفته مرحله بعد

فقط ی مشورتی دارم با شما درباره همین مستقل شدنم هس

من ی ترس بزرگی دارم از همین کار ک بعدش چ اتفاقی میفته چطور حریم زندگیمو حفظ کنم همسایه ها فضولی و دخالت نکنن یا مردها مزاحمم نشن بعد اینک خودم و خانوادم و کل فامیلمون سنتی هستن اگ من با خانواده کات کنن و تنها زندگی کنم اولین نفرم و هزار تهمت پشت سرم راه میفته از طرفی هم تنها راه درست پیش پام همینه 

حتی سال ۹۸ک شوهرم رفت تا ۶ماه  تنها موندم همون خونم تا زندگی مستقلی یکنفره رو ببینم از پسش برمیام ؟ببین مشکلم خود تنها بودنه نیست چون میتونم تایممو با درس کار رابطه با خدا پر کنم مشکلم قضاوت مردم و بخصوص خانمها و مزاحمت مرداست 

همون زمانم واسم پیش اومد تو اون ۶ماه 

دخالت ها و بدرفتاریهای زن همسایه بالاییم یا نگاه های بد مردهای همون ساختمون بااینک منطقه بالای شهرمم بودم فک میکردم کمتر مردم دخالت میکنن 

از قصاوت جامعه میترسم چون خودم پدرم فرهنگی معلم بود تو محیطی ک بزرگ شدم خ خط قرمزها داشتیم ک همیشه تاالان رعایت کردم بعد الان دلم میسوزه ک فقط بخاطر تنها بودن بهم انگ و تهمت بچسبونن 💔💔

 
شماره داداشای ناتنی تو بده. بگو با مادرم اختلاف سلیقه دارم . نگو دعوا دارم و دخالت میکنه.  راس ...

نمیتونم فعلا شماره برادرهام بدم اخه هنوز اونا توجیه نشدن مامانم چجور آدمیه و چکارایی کرده حتی دلیل فوت بابام اذیتای مامانم و خواهر بزرگم باهاش بود اگ شماره بدم از سادگیشون ب مامانم خبر میدن ب خیالشون آشتی کنون بشه 

هم اینک اینجا ی خانمی گفت واس اینک جلو برادرام ضایع نشم بهتره اول کاملا مطمئن بشم ۱۰۰درصد با طرف اوکی هستم و بعد ب برادرام خبر بدم 

ک آبروم جلو برادرام نره دیگ 

واس شناختم گفت بهتره برم مشاوره قبل ازدواج تا طرفمو بشناسم

حالا اینکارا واس آینده است

بجز اینا الان مساله ای ک دارم اینکه خونمو ک بازسازی کردم دلم نمیکشه برم اونجا (بخاطر خیانتای شوهرم و کتک های شدیدی ک اونجا بهم زده و با دوتا همسایم رابطه داشت)مامانم گیرداده برم میخام اونجا رو بفروشم یکم دورتر از مامانم بخرم خب نمیذاره الم شنگه راه میندازه اگ قانعش کنم بازم آدرس جدیدمو داره هروقت بخاد مث سال ۹۹ آوار میشه رو سرم 

فقط ی راه پیدا کردم ک از پارسال تو فکرم بود ولی ترسیدم چون لازمه ی مرد کنارم باشه توجیه اقتصادی هم داره کاری ک میخوام بکنم از مامانمم حسابی دور میشم از لحاظ مکانی ولی دوسال سختی مالی واسم داره 

 
ن الان وسط امتحاناتمه ی دادگاه سختم با شوهرم داشتم باید شاهد واس کتک کاریش میبردم وسط خیابون منو زده ...

اصلن نگران این قضایانباشین الان خیلی خیلی خانومهاهستن تنهاتواپارتمان زندگی میکنن فکرهامردهارونمیشه کاریش کردولی همش به خودشمابستگی داره اگه خشک وسردبرخوردکنین ارامشتون خیلی بیشتره وقتی بفهمن شمااهال دوستی نیستین 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز