ن الان وسط امتحاناتمه ی دادگاه سختم با شوهرم داشتم باید شاهد واس کتک کاریش میبردم وسط خیابون منو زده دوماه قبل یدونه داشتم شاهد دومی امروزفردا میکرد اخر نیومد کار خدا روزآخر مهلتم بود ی شاهد قبول کرد اومد دیگ اومدن شهادت دادن و فعلا پرونده رفته مرحله بعد
فقط ی مشورتی دارم با شما درباره همین مستقل شدنم هس
من ی ترس بزرگی دارم از همین کار ک بعدش چ اتفاقی میفته چطور حریم زندگیمو حفظ کنم همسایه ها فضولی و دخالت نکنن یا مردها مزاحمم نشن بعد اینک خودم و خانوادم و کل فامیلمون سنتی هستن اگ من با خانواده کات کنن و تنها زندگی کنم اولین نفرم و هزار تهمت پشت سرم راه میفته از طرفی هم تنها راه درست پیش پام همینه
حتی سال ۹۸ک شوهرم رفت تا ۶ماه تنها موندم همون خونم تا زندگی مستقلی یکنفره رو ببینم از پسش برمیام ؟ببین مشکلم خود تنها بودنه نیست چون میتونم تایممو با درس کار رابطه با خدا پر کنم مشکلم قضاوت مردم و بخصوص خانمها و مزاحمت مرداست
همون زمانم واسم پیش اومد تو اون ۶ماه
دخالت ها و بدرفتاریهای زن همسایه بالاییم یا نگاه های بد مردهای همون ساختمون بااینک منطقه بالای شهرمم بودم فک میکردم کمتر مردم دخالت میکنن
از قصاوت جامعه میترسم چون خودم پدرم فرهنگی معلم بود تو محیطی ک بزرگ شدم خ خط قرمزها داشتیم ک همیشه تاالان رعایت کردم بعد الان دلم میسوزه ک فقط بخاطر تنها بودن بهم انگ و تهمت بچسبونن 💔💔