دوسال باهم بودیم.اومد خاستگاری خانوادم ردش کردن همه چیش خوب بود ولی پول نداشت.پدرم راضیه به ازدواجمون خواهرم نمیزاره تهدید کرده ک اگه بیان بیرونشون میکنم آبروریزی راه میندازم خواهرم بهش زنگ زد فحش مرده هاشو داد ولی بخاطر من اون هیچی نگفت😭
فقط ی خونه تمیز تو روستا و شاید ۲۵۰میلیون سرمایه .شب و روز کار میکنه ولی هیچی ب هیچی هیچوقت پدر نداشته ی برادر داشت تو اوج جوانی فوت شد ی مادر داره فقط.اندازه دوتا آدم زرنگ کار میکنه ولی فایده نداره کار مشخصی نداره ولی قرار بود کاسبی راه بندازه😭خییییلی همو دوس داشتیم خیلی باهم خوب بودیم😭😭امروز اولین روزیه ک باهم حرف نزدیم دلم داره میترکه از دوریش.ی خاستگاری دارم ک همه چی داره اون گفت با من خوشبخت نمیشی گفت نمیتونم زندگیتو خراب کنم و تموم کردیم.حالم خیلی بده. لعنت به بی پولی 😭لعنت به بدشانسی 😭لعنت ب نرسیدن😭😭😭😭😭 توروخدا نمک نپاشید رو زخمم 😭😭😭😭😭حالا من باید چیکار کنم توروخدااااا بگید