2777
2789
عنوان

خواستگار

125 بازدید | 6 پست

ی خواستگار دارم خودش مستقیم باهام تلفنی حرف زد 

نیم ساعت حرف زدیم شرایط و حرفامون اوکی بود

من وضع مالیمونو گفتم ک اوکی نیس ی مکثی کرد بعدش درباره اینکه اگه این وصلت نشد ی چیزی گفت 

بعد من فک میکنم لابد وضع مالی رو گفتم خورده تو ذوقش اینجوری برخورد کرده البته بعدش حرف زدیم آخرشم گفت من فردا خودم یا مادرم مزاحم میشیم ینی زنگ می‌زنیم 

نظرتون چیه نکنه ب خاطر اون چیزی ک گفتم دلزده بشع؟

:)

چی گفتی

یکی نزد حکیمی آمد و گفت: خبر داری فلانی درباره‌ات چه‌قدر غیبت و بدگویی کرده؟حکیم با تبسم گفت: او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی؟ .  امام زمان نمیخوای بیای؟ بیا دیگه :)خدا شکرت بابت همه نعمتات دوست دارم  

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

گفتم وضع مالیمون پایینه

وضع خودشون چطوره؟

یکی نزد حکیمی آمد و گفت: خبر داری فلانی درباره‌ات چه‌قدر غیبت و بدگویی کرده؟حکیم با تبسم گفت: او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی؟ .  امام زمان نمیخوای بیای؟ بیا دیگه :)خدا شکرت بابت همه نعمتات دوست دارم  
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز