تو در هوای منی پای رفتنم لنگ است
ببین چگونه زمین با هوا هماهنگ است
چه عاشقانه دچار همند دلهامان
دلت گرفته برای من و دلم تنگ است
شبانه روز ، تو خورشید و ماه من هستی
همیشه بین شب و روز بر سرت جنگ است
پرانده خواب مرا طعم گرم چشمانت
همان دو قهوه ی داغی که خوب و خوشرنگ است
تویی که وصل شدی بر ضمیر متصلم
همیشه نام تو بر این ضمیر آونگ است...