ب من چیزی نگفتن با مامانم درد و دل میکرد شنیدم نمیدونم تجاوز بوده یا تعرض ولی طوری ک فهمیدم کلا خالم ل خ ت کرده
مامانم خواهر بزرگشه کلی دعواش کرد ک زودتر باید میومدی بیرون از اون کارو ...
ن مجرد بود
فرداش استعفا داد ی جا دیگ کار کرد
یکی از همون همکارای مردش ک گفتم تا ۳ میموندن کار میکردن ی دفتر جدا زد با دوستا و همکاراش خالم و با ی حقوق توپ برد سر کار خودش
دوسال بعدم خالم برا زیارت و تهیه خبر میره مشهد (خبرنگاره) ک اونجا مادرشوهرش میبینتش و بادا بادا مبارک بادا
مادر شوهرش و شوهرش حرفی از دکتر و بکارت و اینا نمیزنن ول خود خالم میره دکتر برگشو ک من دیدم باکره بود