دور از خانوادمم بعد مامانم با داداش ابجیم ک کوچکن اونده بود اینجا یعنیا خیییییییلی شلوغن خیلی همشم دختر منو به گریه مینداختن
دیروز بدجور دعواشون کردم مامانمم دعوا کردم گفتم نزار اینجوری کنن
مامانمم بیچاره میگفتا همش ولی گوش نمیکردن دعوا کردم اونم ناراحت شد
حالا امروز رفتن نشستم دارم گریه میکنم
آخه من چرا انقد بد اخلاقم😭😭😭
بمیرم الهی
صب کار بانکی داشتم رفتم موندم اونجا دیر رسیدم خونه
کلی ظرف اینا بود مامانم اونا رو شسته بود