بچها من ۲ روز پیش توی جمع خانواده شوهرم بودم جاریم ی موضوعی و گف ک من نمیدونستم گفت شوهرت بهت گفته گفتم نه شوهرمم داشت میگفت ب زن داداشش که چقد فضوله و ب تو چه و اینا اومدیم خونه هی صحبت کرد دید جواب نمیدم بحثمون شد
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
شوهرم داشت الکی دادو بیداد میکرد منم اشک توی چشمام جمع شده بود فقط نگاه میکردم بهش
اشتباه کردی،منم ی بار این پیش اومد ولی تا گفت میدونی گفتم اره خبر دارم اتفاقا ب شوهرمم گفتم که کاش فلان کارو میکرد حالا الکی ها،بعد کتاب داشتم میخوندم دوباره مشغول خوندن شدم شوهرم پیام داده بخدا برگردیم توضیح میدم پیام دادم مهم نیست
شوهرم و برادرش باهم کار میکنن کارمند خانم گرفته بودن از من مخفی کرد من بخاطر کارمند خانم ناراحت نشدم بخاطر مخفی کاریش ناراحت شدم گفتم همه میدونن بجز من