من تو دانشگاه خیلی تقلب میکردم ولی فک کنم سال سوم بود
یه استاد داشتیم که بدجنس بود با اینکه اون روز تقلب نکرده بودم ولی اومد وسط کلاس گفت ببینم داری چیکار میکنی گفتم هیچی بعدش دست انداخت زیر چادرم جیبامو گشت منم قاطی کردم سرش به چه حقی بهم دست میزنه (زورم گرفته بود تقلب نکرده بودم و محکومم بودم) خلاصه همون وسط برگه ازمون و پاره کردم پاشدم رفتم دفتر رییس دانشگاه گقتم این خانوم اعصاب منو بهم ریخته سر جلسه و حق و به من دادن
و در نهایت همون برگه پاره و تصحیح کردن و نمره شو گذاشتن
از بعد از اون اتفاق چون دوست ندارم کسی بهم دست بزنه دیکه تقلب نکردم