من دختر ۷ ساله دارم با خوانواده همسرم یه ساختمونم... خواهرشوهرم هرسری میاد دخترمو ور میداشت میبرد خونشون .
واسه همین دخترمم بد عادت شده
. امروز اومده بودن میخاستن برن مهمونی دخترمم پاشو تویه کفش کرد که منم میرم منم نمیزاشتم .
دخترمم دیگه از من حرف شنوی نداره اونقدر خواهرشوهرم برده اینور اونور اصلا حرف منو گوش نمیده
خودشو زد کشت منم دعواش کردم . خواهرشوهرمم گفت میبرمش شبم بمیرم پارک منم گفتم به دخترم اگه الان بری شب دیگه پارک نمیریم .... خلاصه الانم داشتن میرفتن پارک زنگ زدن منم اماده شم منم نرفتم از حرصم . گفتم همینطوری که مسئولیتشو تا حالا گردن گرفتین پارکم ببرید ...
چیکار کنم بخدا اعصابم خورد شده .یعنی صبح هرچقدر بدخترم گفتم نرو انگار نه انگار . شوهرمم گفتم به خواهرت یه چیزی بگو پسفردا دخترمون از اینم بدتر میشه ... شوهرمم گفت خودم بهش میگم