2777
2789
عنوان

خواب دیشب

259 بازدید | 5 پست

خواب عجیب دیدم دیشب 

اونم این بود که دیدم مادربزرگم که فوت کرده و مادر بزرگ دیگه م که مادر پدر م هست و اونم فوت کرده با مادرم که اونم فوت کرده نشستن همه شون ظرف پر میوه و غذا داشتن چه میوه های که من اصلا نمی شناختم 

بعد مادر مادرم هیچی نداشت 

من ناراحت شدم خیلی متوجه حضور من نبودن انگار .اومدن یه موجوداتی که سفید بودن یه ظرف پر میوه آوردن گفتن فلانی یعنی من فاتحه خونده برات 

من یهو رفتم به اون زمان که فاتحه می خوندم براش 

بعد از خواب پاشدم دوباره خوابیدم دیدم کل تنم آتیش ه به جز دستام .گفتم چرا گفتن که با این دستها تسبیحات حضرت فاطمه گفتی 

بعد این دست ها کل آتیش وجودمو خاموش کرد 

این آتیش و خواب به قدری واقعی بود که الان هم سوزش و خنکی شو حس می کنم ...



خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خوشبحالت تمام عمرم به هر دری زدم یکی از این خوابت ببینم تا علوم تبدیل به یقین بشه ولی نشد ...بگو‌چکار می کنی کاش منم یکی ببینم .راستی قرار بود عکستو بزاری .به نظرم دلت خیلی پاکه







ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108