خیلی آشفته پریشونم
نمیدونم انقدر توسایت خوندم توفکرو ذهنم بوده
امروز صبح ساعت ۴نیم از خواب پریدم خواب عجیبی دیدم
توخوابم یهو از وسط شروع شد
یه خانمی بود من چشم توچشمش نمیشدم اونم زیرچشمی با پرویی چشم ابرو با لاپایین انداختن منو نگاه میکرد
همسرم گفت من کار دارم تو برو منم بااینکه حسم میگفت خبرایه نگفتم نه باهم بریم گفتم باشه توبمون ما میریم یعنی منو دخترمو پسرم رسیدیم خونه پدرم اما
بقیه شو الان میفرستم پست بعدی