صبح زنگ زد که دخترم گریه میکنه داداشتو میگم بیاد دنبال بچهات منم راضی نیستم برن تنهایی .اصلا تعارفمم نکرد خودتم بیا.بچهامم تا میدونن اون زنگ زده از خداشونه هوایی شدن رفتن.حالا دخترم اومده میگه زندایی خواب بود منم تو دسشویی زندونی شدم در از پشت قفل شده گریه کردم نمیدونم چه وقت داداشم میشنوه صداشو .دخترم 9سالشع.رفتن تو حیاط دسشویی درم قفل شده تو اون گرما.خیلی ناراحتم.شوهرمم خیلی دعوام کرد چرا گذاشتی برن حق نداشتی ب شوهرمم البته قبلش گفتم اونم درجریان بود.🥲
دوست عزیز من سلام ببین قشنگم تو امپراطور کوزکونیستی که پاشا برای برگردوندن همه چیز به شرایط عادی از جونش مایه بذاره پس خودت پاشو تلاش کن هممون یه مشکلاتی داریم ولی یادت باشه که ماتوی اتاق جنی و دوازده پرنسس زندگی نمیکنیم که قرار باشه کف اتاقت شکاف بخوره یه سرزمین بیرون بیادبرای فرار از مشکلاتت!یا باهاش کنار بیا یا حلش کن اگه انیمیشن روحرو دیدی و فکر میکنی جوگاردنری وجود داره که قشنگی های دنیارو نشونت بده و متقاعدت کنه زندگیت قشنگه سخت در اشتباهی خودت باید اینو کشف کنی، تورایلی توی انیمیشن درون وبیروننیستی پس هیچ کسی برای شاد بودن تومثل بینگ بانگ خودشو به دست فراموشی نمیسپاره کلیشه ای فکرنکن ما توی لایو اکشن دیو و دلبر نیستیم با کسی ازدواج کن که توی اکثر موارد شبیه باشید! قرار نیست غول چراغ جادوی توی لایو اکشن علاءالدینیه روز بیاد و سه تا از آرزوهاتو برآورده کنه و زندگیت بهتر بشه همچنین یادت نره که توسیندرلا نیستی و هیچ پسری برای پیدا کردنت کفشتو پای کل دخترای شهر نمیکنه فقط برای اینکه باهاش ازدواج کنی از بدبختی نجات پیدا کنی همچنین سفید برفیهم نیستی که بعد از گول خوردن با بوس کردنت همه اشتباهاتت جبران بشه
وای توروخدا بچه رو تنهایی جایی نفرستید این سری که بخیر گذشت ولی همینو یه هشدار در نظر بگیر سری بعد هم زنگ زد بگو تنهایی جایی نمیفرستم خودمم باید باشم نزار برن اصلا