آقا اولین بار بود میرفتم خونه دوستم
اولش ک وارد شدم خونه خودش طبقه ۳ بود بعد من نمیدونستم خودشم پایین نیومد رفتم در خونه همسایه شون باز بود طبقه دو قکر کردم اونجاست رفتم تو یدفه همسایه اومده با تعجب نگاه میکزد منم فکر می کردم مامانشه با تعجب نگا اون میکردم🤣🤣
بعد رفتم تو شربت ریخت آورد ار این قاشق نی ها گذاشته بود توش من نمیدونستم نی هم هست قاشق همش در میآوردم نره تو چشمم شربت میخوردم به عذاب بعد دیدم سر قاشق کرده تو دهنش نگو نی بوده🤣🤣🤣منم همش نگاش میکردم خندم می گرفت دیگ آخر گفت چیه همش میخندی گفتم فکر نمی کردم قاشق نی باشه . اینجور قاشق دیده بودم ولی خودم ندارم یادم رفته بود 🤣🤣🤣🤣
هیچ دیگ آبروم رفت 🤣🤣