آره والا
منم بارداری دومم رو اطلاع ندادم
من سر اولی فکر میکردم چه خبره دوماه بودم شیرینی بردم خونه مادرشوهرم اطلاع دادم دریغ از ی تبریک برادرشوهرم بچه دار نمیشن فقط گفت دعا کن اونام بچه دار شن همین
بعدم با اینکه خونشون کنار منه و میدیدن چقدر ویار دارم و حالم بده هیچچچ کمکی در حقم نکردن که هیچ چقدرم عذابم دادن من که هرگز نمیگذرم ازشون
این یکی هم به همسرم گفتم تا شکمم تابلو نشه حق نداری به کسی بگی
الانم ویار سخت و بیخودی دارم ولی بس نشستم خونه 😁 چون هرجا برم لو میرم