من ۳۵ سالمه.
بابام خیلی نامرده، با وجود مادرم رفته دوتا زن دیگه صیغه کرده.
مامانمو اذیت میکرد که بره و اون هر غلطی میخواد بکنه.
من به خاطر مامانم زندگیمو جمع کردم و اومدم طبقه ی بالای خونه ی بابام زندگی میکنم.
بابام منو کتک نمیزنه چون چپ بهم نگاه کنه با سابقه ی گوهی که داره شوهرم جرش میده.
ولی مامانمو عذاب میده اذیتش میکنه، هر روز با یه عوضی میره لش بازی در میاره، مامانمو پیر کرده.
دلم واسه مامانم میسوزه از همه چیم گذشتم تا مراقب مامانم باشم.