دید که من همیشه ساکتم اینا دید حرفی نمیزنم فکر کرد منو ساده گیر آورده تا آروم شم میخوام صداشو ظبط کنم با گوشی
یا اومد دستم گرفت جیغ میزنم میخوام نگن چرا اون دفعه دست بهت زد چرا جیغ نزدی اینا
دست به سینه هام زد با دست کثیفش خدا لعنتش کنه فقط میخوام تلافی کنم به قرآن آبرو میبرم
آخه آشغال تو که ۷۰ سالته نوه ات از من بزرگتره نجس
منو مادرم پرستار یه خانومی هستیم صبح گفت نرو کتابخونه منو ببر پیش همسایم همیشه میبردمش متوجه نگاه هاش شده بودم ب خودم ولی امروز هم موقع ک اومد درو باز کرد هم موقعی ک خواستیم بیایم دست بهم زد آشغال گفتم ولم کن فقط میخندید