که یه مرد واقعا دوستم داشته باشه
من نمیدونستم با کسی ازدواج میکنم که قبلا عاشق بوده و شکست خورده بوده و دیگه صمیمی نمیشه
نمیدونم ولی خیلی زود شنیدم ازش که پشیمونه از ازدواجش با من و میگفت دیگه کاریه که شده...
خیلی حرف شنیدم که لایقش نبودم
آدمی که باعث فاصله بین خانوادش و زنش شده حق نداره بخاطر صمیمی نشدن زنش با خانوادش طلاق بگیره
یه عمره دنبال عشق و دوست داشتن بودم
آخرش شد این
که بگه خواستی بری برو جلوتو نمیگیرم ولی لطفا چیزی از من نگیر وگرنه تو رو با چیزایی که ببری آتیش میزنم
به منی گفت که اصلا همچین آدمی نبودم که مهریه بگیرم
و همه چیو بخشیدم و جدا شدم
من قبل شوهرم دوست پسر نداشتم یعنی خودم خواستم پاک بمونم. الان دوباره تنها شدم
خوش به حال زن هایی قلب مردی براشون میتپه