هنر رندانهی به 🥚 گرفتن
هنر ظریف بیخيالی
The Subtle Art Of Not Giving A Fu*k
کتابِ خوبیه. من با ترجمهی ارشاد نیکخواه خوندم. یعنی عنوانِ نخست.
پر است از الفاظِ زشت.
ولی رکگوییِ خوبی توی این کتاب هست.
حقیقت رو میگه.
به قولِ خود آقای نیکخواه، بیخودی آدم رو اميدوار نمیکنه.
بهت نمیگه پاشو پنجرهها رو باز کن که جهان بهت لبخند میزنه و فردا یه روز تازهست و ...
نه.
بهت میگه زندگی سخته... کلی بد و بیراه میگه.
ولی حقیقت رو بهت میگه. تازه این کتاب رو تموم کردم و فصلِ آخرش، من رو احساساتی کرد:)
چشمهای من رو این کتاب واقعاً باز کرد.
مسئلهی تره خورد کردن، اینکه بدونی تو مقصری یا مسئولِ زندگیِ خودتی...
خیلی از حرفهایی که ممکنه توی جلساتِ روانشناسی یا کلیپهای روانشناسی بشنویم، توی این کتاب میخونیم.
نمیتونم بگم کدوم فصل و کدوم بخش رو بیشتر دوست دارم.
اما وقتی از مسئلهی ناجی میگفت ( باید میگفت منجی البته ) یادِ لیپار قدیمی افتادم. طفلک چقدر عذاب کشید.
واقعاً این کتاب رو دوست دارم.
البته البته برای معرفیاش تاکید میکنم که آقای نیکخواه خوب ترجمه کرده، ولی الفاظ رکیک داره.
که اونم تقصیرِ مترجم نیست. خودِ نویسنده یعنی مارک منسن، چنین قلمی داره.
شایدم بد نباشه.
بخونید. کتاب مفیدی بود برای من.
یه سری از سختگیریهایی که به خودم داشتم، اینکه میخواستم همیشه بهترین باشم ...
اینا رو به شکل منطقی درموردش صحبت میکنه و کاری میکنه بتونید کنارشون بذارید.
دیدید یه سری کتابها رو دوست داری بازم بخونی؟
این کتاب برای من اینجوریه.
کم پیش میاد:)
ممنون بابتِ مهر و توجهتون.
هوای همدیگه رو داشته باشیم:*
ارادتمند، لیپار 🌹🌹🌹