وقتی یادم میاد چقدر چشم انتظار موند یکی بهش سر بزنه جیگرم اتیش میگیره یه وقتایی که یکی زنگ میزد انتظار رو تو چشماش میدیدم پشت ظاهر خسته و دردمندش همیشه یه دنیا انتظار بود اما افسوس...
راست میگن اگر میخوای عزیز بشی یا دور شو یا بمیر
الان دیگه نیستش و من با چشمای متعجب دارم میبینم که چقدررررر عزیز شده هر شب جمعه مراسم دعای کمیل دارن همه رو دعوت میکنن به فقرا کمک میکنن برای شادی روح کسی که زنده بودنش درد کشیدنهاش نداشتن هاش به چشم هیچکس نیومد
ای کاش یک دهم این هزینه ها رو برای درمانش انجام داده بودن درسته عمر دست خداست اما میشد کاری کرد که انقدر عذاب نکشه حد اقل میشد که نیم ساعت وقت گرانبها رو صرف شاد کردن دل مظلومش کرد
حالا من موندم و طنین صدایی که بهم گفت مریم خانمی برام خورشت بادمجون درست کن
من موندم و خاطره اون نگاه غم انگیز
من موندم و آینده مبهم بچه هام
شما موندین و یک دنیا شرمندگی که سعی دارین با مراسم و دعا خرج های سنگین پنهان کنید
شما موندین و خودنمایی هاتون
شما موندین و تعریف هاتون که دیشب خوابشو دیدم لباس سفید پوشیده بود چقدررررر جاش خوب بود....
اما من پشت همه ی دلتنگی هام پشت همه بیکسی هام پشت همه نداشته هام خوشحالم چون تا ابد توی قلبم دارمش
عزیز آسمانی من با این که توی خوابم نیومدی و من توی جنگل سرسبز با لباسهای سفید ندیدمت قسم به لحظه ی مقدسی که با هم عهد بستیم با تمام وجودم از یادگارهات مراقبت میکنم و منتظر روزی میمونم که جای بهتری جایی که دیگه تو درد و عذاب نکشی هم دیگه رو ببینیم
شادی روح همه کسانی که در رنج و سختی زندگی کردن و بعد از رفتنشون عزیز شدن