خلاصه میگم شوهر من به خاطر مشکلات مالی برای شغل دوم زد تو کار زنونه بعد از اون همش زیر آبی میره یه بار گوشیش رو خواستم قایم کرد جلو خودم نشونم نداد بعد گفت در حد چت بوده یه بار افتاد تو رابطه با یه دوجنسه که اونم بخشیدم این بار گفت یه دختر بچه زیر ۲۰ سال اومده برای کار بعدا فهمیدم زن مطلقه ۳۰ ساله بوده همه جا عملی رابطه کامل نداره ولی هرز زیاد میپره خسته شدم ولی به خاطر بچه ها سکوت کردم بچه ام نوجوونه فصل امتحاناشه اون یکی هم خیلی احساسی و مظلومه همش میترسه اگر دعوا کنیم برای همین من سکوت کردم هرچند احساس میکنم هر لحظه سکته کنم همش تو خلوتم گریه میکنم حالا این مرد جای اینکه بشینه سر جاش شروع میکنه پیش بچه ها مظلوم نمایی رفتار عاشقانه محبت پیام دادن و گل خریدن و هی عزیزم پاشو بریم گردش و اینا بچه هام میگن وای چه پدر مهربونی چه مادر سنگ دل و لج بازی رسما بچه ها منو مقصر میدونن چون از هیچی خبر ندارن میگن تو داری خونه رو نا امن میکنی برامون الانم بعد اینکه از شدت فشار عصبی کاراش اومدم تو اتاق کلی گریه کردم داره خونه رو مرتب میکنه ظرف میشوره جارو میکنه که دیگه نشون بده من بهترین مرد دنیام دارم منفجر میشم 😭
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
وقتی به هدفم رسیدم این آهنگو با صدای خودم استوری میکنم 😎امشب دلم میخواد تا فردا مِی بنوشم من ،زیباترین جامه هایم را بپوشم من😊😍با شوق بی حد باغچه هایمان را صفا دادم 💃امشب تا میشد گل توی گلدون جا دادم ،بعد از جدایی ها، آن بیوفایی هااااا فرداااا تو می آییییی تو می آییییی😍😍😍😍😍😍😍از خونه ما ناامیدی ها سفر کردهههه😍😭گویا دعاهایِ منِ خسته اثر کرده😭😭من لحظه هارا میشارم تا رسد فرداآن لحظه های خوب در آغوش گرفتن را بعد از گسستن ها آن دلشکستن هااا فردا تو می آیی😍😍😍