2777
2789
عنوان

داستان کودک

62 بازدید | 7 پست

کسی هست اینجا بتونه کمکم کنه چند کلمه بهمون گفتن برای درس قصه گویی گفتن یک داستان بنویسین که این کلمات توش باشه میشه کمکم کنین

 بیخیال از هر خیال🌱

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

روزی خرسی به رودخانه رفت تا ماهی بگیرد. هواپیمایی که در آسمان پرواز می‌کرد، رنگین کمانی زیبا روی سرش پخش شده بود. خرس با دیدن این منظره زیبا، از شادی به دلش خوشحال شد.اما ناگهان باران شروع شد و خرس باید به سرعت با ماهی‌های گرفته شده به سمت خانه‌اش بازگشت. در حال حرکت، او چندین پفک هم در جیبش قرار داد.وقتی به خانه‌اش رسید، او کتاب جدید خود را گرفت و با لذت آن را خواند. در صفحات کتاب، عکس‌های زیبایی از سفر به سیارات دور و نزدیک وجود داشت.امروز همچنین هوای سرد بود و خرس با لذت در کنار شعله آتش نشست تا گرم بماند. او با تلاش فکر کرد که چطور می‌تواند به چالش‌های جدیدی برود و سفرهای جدیدی را تجربه کند. خرس با خود گفت: "من باید به دنبال ماجراجویی‌های جدید بروم، به دنبال آنچه که هیجان و شادی به دلم بخشید."

موضوعت این باشه که قرار شد بچه های مدرسه رو با هواپیما به اردو ببرن که چون پرواز بر فراز رودخانه صورت می‌گرفت 

تونستن رنگین کمان رو از نزدیک بین ابرها ببینن 

و و از اون بالا حس میکردن دارن از یک سیاره دیگه به زمین نگاه میکنن 

هواپیما تن ماهی میان وعده داد 

بچه ها هم خودشون پفک و تنقلات برده بودن 

و ناظم ها بی توجه به بیرون فقط مشغول کتاب خواندن در طول پرواز بودن 

باردار نيستم تيكر تولد چهار سالگي پسرم♥️🧿♥️♥️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792