رابطه من با خواهرشوهرم خیلی معمولیه ، امشب خونه مادرشوهرم بودیم دیدم وسایل آش آماده کردن گفت خواهرشوهر میخواد جمعه آش بپزه که هفته آینده میخواد بره مکه خودش باشه آش بپزه دیگه آش پشت پا براش نپزیم . من فقط گفتم به سلامتی.
خواهرشوهرم اونجا بود و من گفتم اگر کاری بود رو من حساب کنین. ولی خواهرشوهر حرفی از دعوت و آش نگفت . امشب به شوهرم گفتم از خواهرش بپرسه دعوت گیرون داره یا نه . بعد که پرسید خواهرشوهرم گفت کسی رو دعوت نکرده و فقط قرار جاریم و با اونیکی خواهرشوهرم برای پخت آش برن و خانوم تو چون بچه کوچیک داره نیایین میوفتین به زحمت!!
شوهرم گفت اگر کاری هست خانمم میاد . گفته نه اون دوتا هستن دیگه ، حالا شاااید به خانمت زنگ زدم اونم بیاد!
من بهم برخورد با جاریم و خواهرشوهر دیگه م هماهنگ کرده ولی به من چیزی نگفتن. گفتم موبایلمو خاموش میکنم که زنگ نزنه ، ولی اون موقع همه جا رو پر میکنه من به فلانی زنگ زدم موبایلش خاموش بود نیاد . اگرم بخوام برم که حس خوبی ندارم چون نمیخواسته من برم و خودمو انگار به زور جا دادم...چکار کنم یعنی