۶ ساله ازدواج کردیم خیلی فداکاری کردم و اکثرا شوهرم قدرمو ندونسته داریم یه خونه میسازیم که تا پاییز تمومه الان جایی که مستاجریم صاحبخونه گفته پاشید شوهرم میگه بریم خونه سازمانی که دانشگاه میده اونجا یه بار رفتیم یه خونه ۳۰ متری بود بدون هیییچی و فوق العاده کهنه و کلی فلت اینطوری کنار هم
اگه هم بخوایم بریم نصف وسایلم باید ببرم خونه مامانم
شوهرم چون داریم خونه میسازیم بریم اونجا من میگم نمیتونم بیام اونجا چون هم قدرشناس نیس و هم اینکه بعد ۶ سال زندگی اگه قراره برم تو سوییت آبروم جلو خانوادم میره بقیه خواهر براردارم وضع مالی خیلی خوبی دارن بالاشهر خونه دارن
من خودمو مقایسه نکردم ولی دیگه این مدلی هم نمیتونم باشم
خودمم شاغلم به همسرم کمک کردم تاحالا