خانواده من وهمسرم شهرستان ساکنن تعطیلات اومدیم پیششون ،،،شنبه صبح بهش زنگ زدم ک شب میام پیشتون گفت دورهمی دوستامیم گفتم باشه فردا صبح میام صبح پیام داد ک عزیزم با دوستام صبح رفتیم استخر اومدم بیرون زنگ میزنم بعد ۱۲زنگزد ک اومدم خونه مادربزرگ اش گذاشته بود 😐😶بعدازظهر تو میای؟گفتم باشه عصر میام عصر ب شوهرم گفتم منو ببر رفتم دیدم خونه نیس زنگزدم میگ خونه مامانمم هنوز گفتم پس ما میریم شب میایم باز نزدیک ۹بود رفتم خونه نبوده زنگزدم میگ من فک کردم تو گفتی شام میریم پارک شامم اوردم خونه مامانم اینجاییم 🤨😐😔بیاید کلیدو بگیرید برید خونه تا مام بیایم شوهرمم گفت ن دیگ میریم خونه ما..بعد هی میپرسید شام خوردید مام الکی گفتیم اره
بعد گف ناهار بیاین اینجا فردا شوهرمم ب من گفت من نمیام خودت برو بگو من کار داشتم ...مامانم دوستاشم از شهر دیگ اومدن شهرستان اونا براش الویت دار تر از منن
فک کنین پیش خانواده شوهرم سکه پول شدم هی اصرار میکردن بمون میگفتم ن خونه مامانم دعوتیم بعد برمیگشتیم باز خونه😔هربار ی دروغ و بهونه
ولی قطعا فهمیدن ک خونه نبودن ما برگشتیم
نگید چرا نرفتی خونه مادربزرگت ک باهاش قطع ارتباطم