من ۲۰ ساله هیچ کاری رو نمیتونم انجام بدم
از خونه نمیتونم خارج بشم
دانشگاه یا ملی یا هیچی که کنکور دادم ولی خوب درصدام و نزدم
تفریحم فقط مهمانی رفتن با خانواده اس
نه کلاسی میرم ن چیزی خرید یا با مادرم یا خواهرم باید باشه یه کافه ساده با دوستام نمیتونم برم همه چیز برام عقده شده
هم سن و سالام و نگاه که میکنم غم عجیبی میشینه تو دلم
هیچ وقت معنی نوجوانی و نفهمیدم هیج وقت
قدر هر چیزی رو که دارین بدونین برا خیلی ها آرزوه سعی میکنم خوشحال باشم ولی فقط این یه سعیه
امید وارم هیچ وقت حسرت چیزی رو نخورین مخصوصا این که چن نفر براتون صاحب بشن و اجازه زندگی کردنتون دستشون باشه احساس میکنم تو دهه اشتباهی به دنیا اومدم اینا با روحیه من شاد و پر انرژی هم خونی نداشتن