۲۱ سالم بود... ناخواسته باردار شدم از همسر سابقم همون ماه فهمیدم که دیگه اون زندگی بدرد نمیخوره.... چقدررر شبا گریه میکردم و از خدا میخواستم که بچم یجوری بدنیا نیاد و سقط شه و بتونم طلاق بگیرم با اینکه احتمالش تقریبا صفر بود. چون هم خونوادم طلاقو قبول نمیکردن هم همسر سابقم طلاقم نمیداد ولی چرخ روزگار چرخید و ۳ ماهگی خود به خود افتادم تو خونریزی و بچم سقط شد و با سختی های فراوان بعد دوسال طلاق گرفتم
یکو نیم سال بعدش با همسر فعلیم ازدواج کردم
واقعا خلاصی ازون زندگی نکبت ارزوی محال بود💔
همیشه از خدا ممنونم و شکرش میکنم