2789
عنوان

ناشناس...

62 بازدید | 0 پست

وقتی که ظلمت میکِشه رو صورت خورشید نقاب

پلکاتو روی هم بذار دنیای من آروم بخواب

فردااگه مال تو بود خورشیدکم آزاد بتاب

شب میگذره غمگین نباش دنیای من آروم بخواب

«حرف ها در قلبش تلنبار شده بود.. کوهی از خاکستر ناگفته ها...بالا آورد ، حرف هارا ، کار هارا و غم هارا ... خون از دماغ و دهانش به مانند مواد مذاب بیرون جست. به سان خرابه ای به دنبال آرزوهایش ذوب شد و فرو ریخت ، او دیگر او نشد...🥲🥲_mahoora_» 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792