tanhatarin83 مدیر استارتر عضویت: 1401/12/21 تعداد پست: 818 عنوان ناشناس... 62 بازدید | 0 پست وقتی که ظلمت میکِشه رو صورت خورشید نقابپلکاتو روی هم بذار دنیای من آروم بخوابفردااگه مال تو بود خورشیدکم آزاد بتابشب میگذره غمگین نباش دنیای من آروم بخواب «حرف ها در قلبش تلنبار شده بود.. کوهی از خاکستر ناگفته ها...بالا آورد ، حرف هارا ، کار هارا و غم هارا ... خون از دماغ و دهانش به مانند مواد مذاب بیرون جست. به سان خرابه ای به دنبال آرزوهایش ذوب شد و فرو ریخت ، او دیگر او نشد...🥲🥲_mahoora_» 1402/03/13 | 18:03 3 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب