یکی نزد حکیمی آمد و گفت: خبر داری فلانی دربارهات چهقدر غیبت و بدگویی کرده؟حکیم با تبسم گفت: او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی؟ . امام زمان نمیخوای بیای؟ بیا دیگه :)خدا شکرت بابت همه نعمتات دوست دارم
یکی نزد حکیمی آمد و گفت: خبر داری فلانی دربارهات چهقدر غیبت و بدگویی کرده؟حکیم با تبسم گفت: او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی؟ . امام زمان نمیخوای بیای؟ بیا دیگه :)خدا شکرت بابت همه نعمتات دوست دارم
وا به سیگار کشیدن بدبختا هم کار دارین .یارو زیر بار هزار تا گرفتاری و مسولیت و حرف درآوردن زنا و خانوادشون و اقتصاد و حالا باید سیگار کشیدنشون هم یواشکی باشه .بابا توروخدا یه زره ول کنید شوهراتونو بزارید راحت باشن .
واقعا یه سری آدم مثل شما میبینم احساس میکنم تو قفسم احساس میکنم دارم خفه میشم با اینکه ۱لحظه فقط میخونم و رد میشم .بیچاره شوهرت .واقعا دلم براش میسوزه .انگار اسیر گرفتی .مردی که نتونه برای خودش ۱سیگار بکشه و باید مواظب باشه مچشو نگیرن دیگه مرد نیست که انگار پسر بچه ۱۲ سالست که از ترس پدر مادرش باید یواشکی سیگار بکشع