37 هفتمه.. حالم خوب نیست اصلا.
رفتم امپول نوروبیون زدم. لگن درد شدید دارم
تبخالم زدم از استرس
اونوقت یه خانمی از نزدیکانم زنگ زد دیروز گفت شاید فردا بیام خونتون
گفتمم بهش میخوام صبح برم آزمایش خونم بدم
چون کم خونی شدیدم دارم
ولی گفت بازم میاد
خدایا چرا فامیلا من و شوهرم همزمان جفتشون آنقدر نفهمن
الانم دراز به دراز افتادم رو تخت
چکار کنم. بهش زنگ بزنم دوباره بگم؟؟
اخه لگنمم درد میکنه توانمم نیست خونه رو مرتب کنم.. خودم و دخترم و آماده منم