حال روحیم افتصاحه .
چندین باری خواستم خود کشی کنم به بچه هام نگاه کردم حس کردم بعد من بدبخت میشن .نتونستم .
ولی خستم بخدا خستم .منم نمیدونم تاوان کدوم گناهمه که دارم پس میدم .ولی مطمعنم بیشتر از گناهم تاوان پس دادم .هنوزم دارم میدم .
هیشکی پشتم نیست .نه برادر .نه خواهر ونه...حتی خداهم منو بیخیال شده .
کمرم زیر بار مشکلات شکسته .کاش مرگم دسته خودم بود