خونه قبلی مون داشت یه چیزایی... مامانم اینا دیده بودنش
ولی چیزی که برای خودم اتفاق افتاد رو میگم البته بازم یه چیزای دیگه دیده بودم ولی این واضح ترینش بود
من یه بار از خواب بیدار شدم نصف شبی به نفر بالا سرم بود چون گیج خواب بودم فکر کردم مامانمه چون عادت داره شبا بهمون سر میزنه بعد که یه کم خواب از سرم پرید دیدم بدنش از مامانم لاغر تره موهاش کوتاه تره و منطقا نمیتونه مامانم باشه
خلاصه جونم براتون بگه دو قرونیم افتاد که آدمی زاد نیست خشکم زد اونم انگاری داشت نگاه می کرد هیچ کاری نمیکرد ناخودآگاه پلک زدم بعد دیگه نبودش
شمام تعریف کنید 👀