والا کنار خونه ی روبرویی ما یه آپارتمان ساختن که از پنجره هاش کامل تو خونه ی ما دید دارن دنبالش را گرفتیم گفتن فقط همسایه روبروبرویش میتونه شکایت کنه
چند تا پسر بزرگ هم داشتن مدام جلوی پنجره بودن و تو خونه ی مارو نگاه میکردن چند باری دوستانه تذکر دادیم اثر نداشت آخر سر بابام حرصش گرفت رفت دم خونشون گفت یه بار دیگه پسرات یا خودت بیایید دم پنجره تو خونه ی مارو نگاه کنید یه گ ل و ل ه میزنم تو صورتش که از اون دنیا دیگه بیاد تو خونمون را نگاه کنه🤣 بعد این حرف دیگه نیومدن نگاه کنن البته گاهی یه بار میان ولی خیلی خیلی کم شده