شاید14،،15سالم بود ماه محرم بود همگی دور هم جمع بودیم عموها و دختر عمه ها و ...یکی از دامادای عمم خیلی خسیس بود منم گفتم دیشب خواب دیدم فلانی ی گوسفند نذری داری،بیچاره شبش ی گوسفند گرفت قربونی کرد😐همه رو هم دعوت کرد خونش شوک شدم ولی العان 18سال گذشته همیشه بخاطر اینکارم عذاب وجدان دارم روم نمیشه ازش حلالیت بخوام