سلام دوستان وقتتون بخیر
من تازه با نی نی سایت آشنا شدم😍. گفتم مسئله ای رو باهاتون درمیون بزارم. خیلی خوشحال میشم نظراتتون رو بهم بگید و کمکم کنید. خیلییی ممنون❤️
من ۲۲ سالمه و دانشجوی رشته ادبیات هستمو ترم ۶ هستم
حدودا ۸ ماهه با یه آقایی داخل دانشگاه آشنا شدم. ایشون ۲۳ سالشه و ترم اخر رشته حسابداری هستن
خیلی این مدت از همه نظر اوکی بودن و خیلی پسر پاک و سالم و با ادب و با شخصیت و مهربونی هستن و داخل دانشگاه هم چند بار که زیر نظر داشتمشون از همه لحاظ اوکی بودن
واقعا بهشون وابسته شدم. در حدی که اگه یه مدت خیلی کوتاه نبینمشون کلا زندگیم مختل میشه
ایشون هم که ترم اخرن و برمیگردن شهر خودشون. واقعا تحمل دوری رو ندارم
خودشون میگن که بیان خواستگاریم و یه صحبت هایی بشه بعد برن سربازی بیان. اما خانواده من به شدت حساسن و قبول نمیکنن نامزد کنیم به دلیل اینکه سربازن
اما من واقعا نمیتونم ۲ سال دوری ( دوران سربازی ) رو تحمل کنم. وقتی یه مدت کوتاه که میرن شهرشون من واقعا افسردگی میگیرم و از کار و زندگی می افتم
میشه کمکم کنید چطوری خانوادم رو راضی کنم؟
( اینم بگم که خونه و ماشین دارن و شغلشون هم تا حدودی بنظرم اوکی کنن چون خیلی تو رشتشون موفق هستن و تقاضا تو تهران برای رشته حسابداری بد نیست)
ممنون که وقت گذاشتید