2777
2789
عنوان

مادرشوهرم

469 بازدید | 29 پست

گفته بودم اومدم خونه ی بابام موندم و واسه جدایی اقدام کردم. مادرشوهرم بعداز چند روز اومد اینجا.گفت اگه این چندروز نیومد خواستم یکم تنها باشی فکر کنی، یکم از بچم گت و گناه داره و اینا.پای ی حرفی زد توقع نداشتم گفت خدا هیچ بچه آیی و بدون مادر مزارع. بهم گفت تصمیمات اگر جدایی باشه خیالت راحت پسرم نمیتونه بچت و بگیره من نمیزارم و بچه رو نگه نمیدارم.خودشم نمیتونه نگه داره... خیلی حالم خوب شد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

شاید فک میکرده بچخ رو نمیخوای،نزار خوشحالیتو بفهمه بگو بچه رو نمیخوای تا برعکس بهت بدنش

خششش خش خش خش                         چیه خب امضا کردم دیگه  آقا ببخشیدا ولی تو کتم نمیره چند سال اینجا عضو باشین ولی تعداد تاپیکاتون صفر باشه،ناقلاها نکنه یه شخصیت دیگه با یه کاربری دیگه و هزارتا تاپیک دارین🤪🤪من اصلا مشکلی ندارم با اینکه کسی تو تاپیکام بگرده و راستش اصلا درک نمیکنم چرا خیلیا مشکل دارن با این موضوع😇
اگر میتونی بمونی بمون طلاق سخته و عواقب داره.  احساسی برخورد نکن

طلاق از چه لحاظاتی سخته ؟؟؟ تو این سایت خیلی شنیدم که میگن طلاق سخته و آخرین راهه

هرکس در توانش بود و واقعا از ته دل راضی بود واسه پسر کوچولوم دعا کنه ..ممنون❤
اگر میتونی بمونی بمون طلاق سخته و عواقب داره.  احساسی برخورد نکن

مبدونم تجریش و داشتم متاسفانه خیلی کنار اومدم با توهین بددهنی حتی دست بزن داشتنش ساختم هر جوری اون خواست شدم ولی جوابم شد خیانت این دیگه قابل هضم نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108