طلاق به علت خیانت های پی درپی همسر.الانم دوساله ازدواج کردم خداروشکر راضی هستم زندگیم بدنیست
الهی الهی الهی خوشبخت ترین باشید.
از ته دلم برات دعا میکنم.
خانمها و آقایانی که خیانت را تجربه می کنند شکسته می شن انشالله خدا برات بهترین اتفاقات را رقم بزنه.
۵۰ تا صاوات به نیت شادی، سلامتی و رزق الهی در زندگی جدیدت مهمان من❤️😍
امیدوارم هیچ کسی در این جهان هستی آنقدر ناامید نشه که فک نکنه حتی خدا را هم نداره، از خدا میخواهم اعتماد و امید به بهبودی در اعماق قلب مردم سرزمینم ریشه بزنه😍🤲
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من دارم جدا میشم. متوجه شدم شوهرم ناتوانه جنسیه بزور دکتر و قرص بتونه کاری بکنه منم چون دوسش داشتم این موضوعو پذیرفتم. جنم کار کردن نداره. دلشو به ارث پدریش خوش کرده. هیییچ حرمتی باقی نمونده. توروی خانوادم ایستاد و بخاطر شوخی که داداشم باهام کرد دست به یغه شد با داداشم و بی احترامی طوری ک بابام ازخونه بیرونش کرد. بشدددت عصبی ومتوجه شدم بیمارستان اعصاب وروان خوابیده13تا قرص اعصاب میخوره درحالی که به من گفت بخاطر فوت داداشم تحت درمانم چون افسردگی گرفتم گفتم باید ترک کنی به ترامادول رو اورد. دست بزن داره گه گداری .خودزنی میکرد با شیشه و چاقو. نه عروسی واسم گرفت نه طلایی واسم گرفت تازه۴۸میلیون سال۹۸واسش طلاهای خونه بابامو فروختم و۱۸میلیون پول نقد بهش دادم واسه ساخت خونش نه خریدعروسی کرد. گفت چون خونه ساختم دستم خالیه واین حرفا. یجورایی میترسید واسم خرج طلا وعروسی واین چیزا کنه چون یروز از دهنش توی دعوا در اومد تو همون اول قصدت رفتنه. خانوادمم بخاطر من هیچ فشاری نیوردن. یعنی هیییچ آرامشی باهم نداشتیم. خوب بودنش به دوهفته نمیرسید انگار یکی میرفت تو جلدش باااید سر چیزالکی بحث وناراحتی درست میکرد. اخلاقای خوبی هم داشت. دست و دلباز بود. وقتی قهرنبود بشدت فیزیکی و کلامی محبت میکرد. شوخ بود خیلی مسخره بازی درمیورد تا بخندونتم. شکاک اصلا نبود. مناسبتارو فراموش نمیکرد،
شوهر الانت فامیله یا غریبه ؟ باهات ازدواج کرد قبلا ازدواج کرده بود ؟ چند وقت بعد از طلاق ازدواج کردی ...
من ۶سال بعده طلاق ازدواج کردم،تواون مدت خیلی خواستگار داشتم،برای زن بیوه هرکی ازجاش بلند میشه خواستگاری میکنه!!با این اقا هم محلی بودیم ولی خیلی کم میدیدمش،شمارمو پیدا کرده بود وهررگاهی اسمس و زنگ میداد،سه سال باهم درارتباط بودیم تااینکه خانوادش راضی شدن بیان خواستگاری...دوساله باهم زندگی میکنیم،من یه بچه داشتم که باپدرش زندگی میکنه این اقا مجرده،یکسال از من بزرگتره،عزیزم شرایط و اوضاع زندگیه همه که یکسان نیست،نباید خودت رو مقایسه کنی ،انشالله زندگیت پراز ارامش واتفاق های خوب باشه
ممنون گلم ان شاءالله برای خودت الان راضی هستی از زندگیت ؟ پشیمون نیستی؟
نه پشیمون نیستم،چون هیچ شغل و درامدی نداشتم مجبور بودم باپدرمادرم زندگی کنم ازدواج بهترین گزینه بود برام.خداروشکر زندگیم هم بدنیست.صدمرتبه از قبلی بهتره