بچه دار نمیشدم
دیگه خیلی کنایه میشنیدم هرکی منو میدید یا دعا میکرد بچه دار بشم یا تیکه مینداخت
یه روز تو هیات خیلی دلم شکست، روز تاسوعا بود به حضرت عباس گفتم من تا حالا هیچوقت با شما راحت نبودم هیچوقت تاسوعا گریه نکردم هیچوقت از شما چیزی نخواستم، میگن شما خیلی زود حاجت میدین امسال یا جور کنین اربعین برم کربلا یا باردار بشم
جور شد و کارامو کردم و با یه کاروان صحبت کردم و قرار شد برم کربلا
شب قبل حرکت آزمایش دادم باردار بودم
با حاجتی که حضرت عباس گرفته بودم رفتم کربلا
خبر بارداریم رو کربلا به همسرم دادم و باهم رفتیم بین الحرمین ازشون تشکر کردیم😍
الانم دخترم ۶سالشه