چند روز پیش شبش بهم گفت فردا صبح چند جا کار دارم باید برم همش هم حرفو عوض میکرد ی بار گفت تو هم بیا ی باز گفت ن ی کار دارم تو حوصله ات سر میره حس کردم ی چیزی شده ی جوری شدم صبح آماده شد بره بهش گفتم منم میام منم کار دارم ی جوری شد ال و بل کرد بعد گفت بیا الکی ی جا دو جا رفت بعد گفت راستی میبرمت خونه بعد به بقیه کارا میرسم سریع منو پیاده گرد فهمیدم رفته دنبال دختر خاله اش که با هم دیگه کارای اونو انجام بده از شوهرش جدا شده و با چندین نفر هم ریخته رو هم همش بهش گفتم ازش خوشم نمیاد خانواده اش قبلا بهش گفتن باهاش ازدواج میکنی شوهرم قبول نکرده قبلا از ازدواجمون
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
غیرشوهر تو کسی نیست که با دختر خالش بره دنبال کار ؟
خدایا شکرت. پیرو فیک بودن بعضیا امشب دلم می خواست منم فیک بودم دردام همه ساخته خیالاتم بود همه ی همش برای این بود که نی نی سايتیها بهم توجه کنن کاش نوجوانی بودم که همه رو سر کار گذاشته یا مردی بودم که میون زنا خودمو بانو جا زدم.
ولی خب تو متین باش و بهش اروم بگو که اینکارو نمیپسندی
دخترم شوق نفس کشیدنم👼🏻 مامان بابا دلتنگتونم🖤🥀 ۱۱ تیر ۱۴۰۱ بدترین صحنه ای که میتونستم ببینم رو با چشام دیدم و شکستم اما همین شروع ماجرا بود| خدایاشکرت برای همه چیز ، تجربه هام ، آگاهی امروزم ، درک حضورت 🩵
دخترم شوق نفس کشیدنم👼🏻 مامان بابا دلتنگتونم🖤🥀 ۱۱ تیر ۱۴۰۱ بدترین صحنه ای که میتونستم ببینم رو با چشام دیدم و شکستم اما همین شروع ماجرا بود| خدایاشکرت برای همه چیز ، تجربه هام ، آگاهی امروزم ، درک حضورت 🩵