بچه ها اصلا فاز جاریمو درک نمیکنم
من صبحی به مادرشوهرم گفتم برا پسرم موز بخره بیاره
جاریم اونجا بوده داده دست این بیاره برام ..اومد در خونم محکم در زد میگه اینارو مادر داده گفتم چی کی رفتم دم در اصلا نبود گفتم بیا خونه نمیدونم چطور از تو کوچه فرار کرد رفت
یه بار دیگه بچه هام خونه مادرشوهرم بودن اونجا غذا میخوردنپدرشوهرم جلوم چای گذاشت یهو فهمیدم یه جوری رفتارش عوض شد حالش بد شد شروع کرد به تیکه انداختن