میگم بخدا هر مراسمی شدنی از یکی دوروز قبل میگم
همیشه تو حرفام خانوادمو اولویت قرار دادم همیشه
ولی خب شوهرمم خانوادشو اولویت قرار میده میگه اول اونجا بعد خونه ی بابات
یا مثلا روز پدر یا مادر بودنی،شب اول میگم امروز میرم خونه ی بابام اینا،میگه بپرس ببین امشب جمع نمیشن اونور ،منم میگم من نمیپرسم خودت زنگ بزن بپرس
اگ جمع نشن من میتونم برم خونه ی بابام اینا
همیشه هم میگم،من یدونه دخترم مهمه ک من اونجا باشم،ولی شماها چندتا بچه اید بخدا یکیتون هم نباشه مراسمتون برگذار میشه،امشب نشه فردا شب میریم اونجا
ولی قبول نمیکنه