یدونه داماد داره،یکیشم شوهرش فوت کرده
اون داماد صبح تا شب اونجاس در خدمت
به پدر و مادر خودش اون خدمتو نمیکنه ک به اینا میکنه
اون دختر ک شوهرم داره از صبح تا موقع شام خونه ی مادرشه،بعد موقع شام میره خونه ی مادرشوهرش دوسه ساعت اونجاش شام میخوره بعد دوباره برمیگرده اونجا
خلاصه از قافله عقب نمیمونه
نه من نگفتم سنم پایین بود نمیدونستم واقعا
به این چیزا فکرم نمیکردم
اگ عقل الانم بود همون اول همه چیزو شرط میکردم و تموم میشد