خیلی جاش نمونده ولی رو پوست دستم کاملن مشخصه
یجورایی توی ذوق میزنه...
یهو نگاهش زوم شدش رو دستم..
خجالت زده دستمو پس کشیدم ..واقعن خجالت کشیدم از رد سوختگیش
یهو دستمو کشید با انگشت کشید رو رد سوختگیاش گفت مثل ی نقاشی خوشگلن دستت انقدی خوشگله ک حتا سوختگیاشم قشنگ کرده
یهو گفت همین متفاوت بودنه ک قشنگت کرده 🥲روزمو ساخت..
شمام سعی کنین تو روز بایکی مهربون باشین ی حرف قشنگ بزنین بهش حالشو خوب کنین