ما رسم نداشتیم اما مادر شوهرم اینا داشتن داماد با دوستها و پسرهای فامیلشون میرفت استخر شوهر منم همین کار را انجام داد با دوستها و پسرهای فامیل یدونه استخر گرفت همه رفتن از عصر تا نصفه های شب
منم دوستهام گفتن میخوایم با عروس بریم حمام باهام امدن البته حمام خونه پدریم
کلی خوش گذشت اینقدر گفتن و خندیدن حمام من از ۸ صبح تا ۳ عصر طول کشید