2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ی لحظه‌ حال و هواتو‌ تو سکوت شب درک کردم، حس خوبی داد بم🥲

خدارو‌ شکر. امیدوارم شب‌های زندگیتون پر از آرامش و حس خوب باشه. راستش شبها می‌شینم و با لپ‌تاپ کارمو انجام میدم . از این طرف برا خودم شعر میگم ( یعنی برا خودش) و شعر می‌خونم تا چند دقیقه بعد دوباره همین طور. یه شعرو که اسم شاعرشو فراموش کردم اینجا می‌نویسم برای همه دوستانی که اهل شعر هستند :


از هم بپاشانم به آسانی!  مهم نیست
این‌ها برای هیچ طوفانی مهم نیست !

آغوش من مخروبه‌ای رو به سقوط است
دیگر برایم عمق ویرانی  مهم نیست

با دردِ خنجر ، دردِ خار از خاطرم رفت
بعد از تو غم‌های فراوانی  مهم نیست

یک مُرده درد ِ زخم را حس می‌کند؟  نه!
دیگر مرا هر چه برنجانی  مهم نیست

دار و ندارم سوخت در این آتش اما
هرچه برایم دل بسوزانی ،   مهم نیست

هر کس که با ایمان به راهی رفته باشد
دیگر برایش هیچ تاوانی   مهم نیست

حالا چه خواهد شد پس از این؟ هر چه باشد!
این بار دیگر هیچ پایانی   مهم نیست

هرکی به ما می‌رسه دکترای "حق با اونه" داره! 
خدارو‌ شکر. امیدوارم شب‌های زندگیتون پر از آرامش و حس خوب باشه. راستش شبها می‌شینم و با لپ‌تاپ کارمو ...

وای چقدددد شماااا‌ قشنگیییی‌ پر از حس‌ های خوبییی:) راستش من زیاد اهل شعر نبودم تا اینکه یکی هر روز ی شعر واسم میگفت و عاشقش شدم...

یکیش اینه

نگاهت میکنم، خاموش و خاموشی زبان دارد

زبان عاشقان چشم است و چشم، از دل نظر دارد

چه خواهش ها در این خاموشی گویاست، نشنیدی؟

توهم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد

وای چقدددد شماااا‌ قشنگیییی‌ پر از حس‌ های خوبییی:) راستش من زیاد اهل شعر نبودم تا اینکه یکی هر روز ...

قشنگه . خیلی خوبه اگه شعر بخونید. خوندن شعر از نظر احساسی ، آرامش ، کلامی ، حتی املا و انشا کمک می‌کنه . رشته من اصلاً ادبیات نبود اما ... عاشق و عاشق شدم . اینم یه شعر زیبای دخترونه :


در خیالات خودم  در زیر بارانی که نیست
می‌رسم با تو به خانه ، از خیابانی که نیست

می‌نشینی رو‌به‌رویم  خستگی در می‌کنی
چای می‌ریزم برایت توی فنجانی که نیست

باز می‌خندی و می‌پرسی که حالت بهتر است؟
باز می‌خندم که خیلی!  گر چه می‌دانی که نیست

شعر می‌خوانم برایت  واژه‌ها گل می‌کنند
یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست

چشم می‌دوزم به چشمت ، می‌شود آیا کمی -
دست‌هایم را بگیری  بین دستانی که نیست؟

وقت رفتن می‌شود  با بغض می‌گویم نرو
پشت پایت اشک می‌ریزم  در ایوانی که نیست

می‌روی و خانه لبریز از نبودت می‌شود
باز تنها می‌شوم  با یاد مهمانی که نیست

هرکی به ما می‌رسه دکترای "حق با اونه" داره! 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز