خیلی جاها دلمو شکونده بی شماره بیام همشو بگم بدترین بدترینش دوروز بعد زایمانم بود اومدم خونه مادرش پرش کرده بود در حالی ک موقع رفتن ب بیمارستان برا بستری با عشق و خوشی رفتیم اومدم خونه وحشی شده بود اونقدر کتکم زد هنوز داغش تو دلمه
یا چن روز قبل عروسی و تالار رفتیم لباس عروس انتخاب کنم من سخت پسندم کلی گشتیم چیزی پیدا نکردم این تو راه موقع برگشت کتکم زد تو تالار دستم کبود بود بیشتر از صورتم آرایشگر ب دستم کرم پودر زد تا محو بشه
ولی خوبی هم زیاد داشته من خیلی اشتباه ها داشتم منو بخشیده