2777
2789

بگو

2سال خواننده ی خاموش بودم🤌🏻 .  یه صلوات میفرستید برایِ حل شدنه مشکلاتم؟ 🥺  محتاجم به دعاهاتون😞           عاشقِ سریال دیدن، پیتزا،پاندا، رمان💜   رمان عاشقانه ی ایرانی اگه بهم معرفی کنید ممنون میشم(ترجیحا غمگین نباشه😁) عاشقِ کشورم،زبانم* اگه دیدید از کلماتی استفاده کردم که اروپایی بود تذکر بدید بهم🤌🏻*یه چیزه دیگه کاربری چند نفرس، یه دانشجویه نوزده ساله، یه مامانه 26ساله و یه دبیرستانیه خرخون🤓🤌🏻

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

آقا من زنگ زدم خیلی عادی بود همه چی 

یه خورده استرس داشتم منی که این همه وقت سکوت کرده بودم و سوخته بودم یه دفه حرف زدم برای همین توی پیامکا نوشتم فلانی پیام واتساپمو خوندی یا نه

اولش چیزی نگفت 

و بعدش گفت درموردش حرف میزنیم

منم لایک کنید

2سال خواننده ی خاموش بودم🤌🏻 .  یه صلوات میفرستید برایِ حل شدنه مشکلاتم؟ 🥺  محتاجم به دعاهاتون😞           عاشقِ سریال دیدن، پیتزا،پاندا، رمان💜   رمان عاشقانه ی ایرانی اگه بهم معرفی کنید ممنون میشم(ترجیحا غمگین نباشه😁) عاشقِ کشورم،زبانم* اگه دیدید از کلماتی استفاده کردم که اروپایی بود تذکر بدید بهم🤌🏻*یه چیزه دیگه کاربری چند نفرس، یه دانشجویه نوزده ساله، یه مامانه 26ساله و یه دبیرستانیه خرخون🤓🤌🏻

بعد ظهر اومد خونه دیدم در مورد هرچی فکر کنید حرف میزنه غیر موضوع مورد نظر اومدم بگم حرف بزن خب بازم گفتم باید صبر کنم آخه واقعا سخت گذشته بود بهم این چند وقت و دلیل میخواستم

شب شد رفتیم خونه یکی و شام خوردیم و اومدیم خونه وقت خواب شد و من یه دختری که همیشه خدا ترسو ک خجالتی ...

هی می‌پیچوند اعصابم خورد شد و با عصبانیت گفتم منو نپیچون ک یه دادی زد ستون خونه لرزید گفت چی میخوای از جونم گریم داشت می‌گرفت مونده بودم چی بگم با تته پته گفتم هیچی ک دستمو گرفت گفت از صبح تاحالا هی داری غلطی ک کردمو و میزنی ت سرم یه بار گفتی بسته

آروم گفتم خب چرا داد میزنی

هی می‌پیچوند اعصابم خورد شد و با عصبانیت گفتم منو نپیچون ک یه دادی زد ستون خونه لرزید گفت چی میخوای ...

اقا تا دلتون بخواد دعوام کرد ک چرا به روم آوردی کارمو و من از پرو بودن این بشر دهنم وا مونده بود گفتم میخواستم کمکت کنم گفت نمیخوام اصلا ب توچه چیکار میکنم گریم گرفته بودو خودمو لعنت میکردم هروقت میخوام یه کاری کنم خراب میشه

اقا تا دلتون بخواد دعوام کرد ک چرا به روم آوردی کارمو و من از پرو بودن این بشر دهنم وا مونده بود گفت ...

باغزب گفت به تو ربطی نداره و بدون کمک منم میتونه هرکاری بخواد بکنه دیگه افتاده بودم به هق هق یه لحظه دلم گرفت و پاشدم رفتم شال و کلاهکردمو با صدای بلند گریه میکردم وسایلمو جمع کردمو گفتم ت که بدون من میتونی بقیه راهو بدون من برو

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792