2777
2789
عنوان

باشوهرم دعوا کردم عصابمخورده

176 بازدید | 21 پست

امشب خونه دوستم بودیم بعد دخترم ۴ دستپا میره سرش خورد به پایه مبل شوهرمم منو مقصر دونست ک چرا هواست ب بچه نبود خلاصه صدا بلندی و فحاشی و یجورایی میشه گفت دست درازی هم کرد..من سکوت سنگینی کردم هیچی نگفتم حتی ی کلمه.بعدشم با کمال پررویی معذرت خواهی نکرد و طلب کار بود..چیکارکنم ک دیگ تکرار نشه خیلی بدشد آبروم رفت البته آبروی من نه چون ادامه ندادم اون خودشو نشون داد

اول تصمیم گرفتم نادید بگیرم چون شوهرم اهمیتی دیگ نداره اون لحظه هم حتی حضورش وحس نمیکردم نفهمید چیا گفت.‌..ولی الان خیلی عصبانی ام میگم فردا که رفت سرگار منم برم خونه مامانم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ینی جلو اونا دعوات کرد؟؟یا وقتی تنها بودین

يَاأَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ : هان ای انسان، چه چيزی تو را نسبت به پروردگار كريمت مغرور ساخته است؟
اول تصمیم گرفتم نادید بگیرم چون شوهرم اهمیتی دیگ نداره اون لحظه هم حتی حضورش وحس نمیکردم نفهمید چیا ...

اگر میری خودتو واسه هررررر اتفاقی اماده کن

نری بعد بیای گریه کنی شوهرم دنبالم نیومده ها

چقدرررر بدم میاد ازین انتظارای بیخود که فکر میکنن فقط ما مسیولیت بجه گردنمون

میشه امسال خونه م تکمیل شه وسیله های بنجلم جمع کنم برم خونه خودم هر کس زنگ زد گفت کجایی بگم خونه خودم  کاش بیای دعام کنی شاید دل پاکت پیش خدا اجر قرب خاصی داشته  باشه
ینی جلو اونا دعوات کرد؟؟یا وقتی تنها بودین

ن جلو اونا.اصلا ی آن وحشی شد دوستم ترسید گفت الان فک کردم میگیره میزنت...تعجب کرد ک من هیچی بهش نگفتم سکوتوسکوت.بعدشم شام خوردیم و گذشت.جالبیش اینه شوهر دوستم میگفت ببخشش بااینک خودش جلو اونا نگفت ببخشد یطوری رفتار میکرد  ک انگار اتفاقی نیفتاده

ن جلو اونا.اصلا ی آن وحشی شد دوستم ترسید گفت الان فک کردم میگیره میزنت...تعجب کرد ک من هیچی بهش نگفت ...

ای وای چقدر زشت.الهی بگردمت چقدر خجالت کشیدی. خیلی کارش بد بوده اصن مگ فقط بچه تویه میگفتی خودت چرا مواظب نبودی بچه توهم است که.مردا پروین چقدررر

يَاأَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ : هان ای انسان، چه چيزی تو را نسبت به پروردگار كريمت مغرور ساخته است؟
اگر میری خودتو واسه هررررر اتفاقی اماده کن نری بعد بیای گریه کنی شوهرم دنبالم نیومده ها

ن میاد بخاطر بچه ام باشه میاد ولی خیلی حس بدی دارم بااینک ازصبح بیدارم الان از استرس خوابم نمیره دوست دارم زودتر صبح شه

چقدربدم میادزنوشوهرجلودیگران همدیگه روضایع کنن خیلی بده 

زمان زیادی گذشت....فهمیدم همیشه اونیکه میخوای نمیشه....!فهمیدم هرکسی که باهاته الزاما"دوستت"نیست....!فهمیدم کسیکه تونگاه اول ازش بدت میادیه روزی میشه صمیمی ترین دوستت وبالعکس.....!فهمیدم که بی تفاوتی بزرگترین انتقامه....!تنفریه نوع عشقه....!دلخوری وناراحتی ازمیزان اهمیته....!غروربزرگترین دشمنه....!و"خدا"بهترین دوسته 🌷🌹🌸
ای وای چقدر زشت.الهی بگردمت چقدر خجالت کشیدی. خیلی کارش بد بوده اصن مگ فقط بچه تویه میگفتی خودت چرا ...

دقیقا بعد میدونی بچه مشترک...منم مادرشم بلاخره کلفتش نیستم ک چرا اینطوری شد چرا اونطوری شد از بچه ی اقا مواظبت نکردم.یطوری رفتاز میکنه انگار من دارم بچه یکی دیگ مراقبت میکنم ازش

منم یه پسر دارم یک سال و نیمشه ماشالله خیلیم شیطونه. چند بار اتفاق افتاده که افتاده یا سرش به جایی خورده. همسرم منو مقصر میدونست ولی چند وقتیه فهمیده که اصلا نمیشه کنترلش کرد و من هرچقدرم مواظب باشم باز یه جوری میشه.

اصلا خاصیت بچه نو پا اینه. بهش بگو تو از من که دلسوزتر نیستی واسه‌ش، من مادرم این همه زحمتش با منه، مگه من دوست دارم اینجور بشه. بگو نشو دایه دلسوزتر از مادر.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز