مامانم که منو باردار بودن
تاریخ واسشون زده بودن ۱۵ خرداد
درد نداشتن صبح بلند میشن واسم کیک تولد میپزن
شبش با خواهر برادرام جشن تولد گرفته بودن یهو مامانم دردش شروع میشه
زنگ میزنن آژانس بیاد
یهو مامانم میگه بچه داره میاد
هیچی دیگه با موتور میرسوننشون بیمارستان
یهو من بدنیا میام🥰